تبليغاتX
زمونه - اگه یه روز بری سفر

 

اگه یه روز بری سفر بری زپیشم  بی خبر

اسیر رویا ها می شم ،دوباره باز تنها می شم

به شب میگم پیشم بمونه به باد میگم تا صبح بخونه

بخونه از دیار یاری ،چرا می ری تنها می زاری

اگه فرا مو شم کنی تر ک آغوشم  کنی

پرنده ی دریا می شم ،تو چنگ موج رها می شم

به دل می گم خاموش بمونه میرم که هر کسی بدونه

می رم به سوی اون دیاری که توش منو تنها نذاری

اگه یه روزی نوم تو ،تو گوش من صدا کنه

دوباره باز غمت بیاد که منو مبتلا کنه

به دل می گم کاریش نباشه ،بذاره درد تو دوا شه

بره توی تموم جونم که باز برات آواز بخونم

اگه بازم دلت می خواد که یار یکدیگر باشیم

مثال ایوم قدیم ،بشینیم و سحر پا شیم

باید دلت رنگی بگیره، دوباره آهنگی بگیره

بگیره رنگ اون دیاری که توش منو تنها نذاری

 

 

اگه می خوای پیشم بمونی

بیا تا باقی جوونی

بیا تا پوست و استخونه

نذار دلم تنها بمونه

+ نوشته شده در  86/11/23ساعت 15:55  توسط zomorod | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
حرف دلم
اگر تنهاترین تنها شوم باز هم خدا هست او جانشین تمام نداشتن هاست

دیروز من
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
دوستان
آی کیووووووو
عشق
سهم من از تو
نبض شبهای تنهایی
عشق بی پایان
بی راهه ای در آفتاب
مسعود بختیاری
گمشده
کلبه ی عشق
ترنم
زمزمه هاي دلتنگي
مطالب جالب در آغوز داربن
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

*
*
*
*